اخبار تازه

پربازدید ها

    کد خبر ۱۲۷۲۳۷ انتشار : ۲۸ آذر ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۰۱

    الگو سازی مبلمان شهری بر پایه مفاهیم سمانتیکی

    مبلمان شهری و عناصر مکمل فضای شهری، با هدف تسهیل ایمن سازی، زیبا سازی، هدایت و کنترل جریان حرکت، سکون، تفریح، اضطراب، کار و زندگی ایجاد می شود که ما در بخش های مختلف فعالیت خود در سطح شهر نیازمند این عناصر هستیم. به واسطه این عناصر است که فعالیت های مختلف را می توان راحت تر و با ایمنی و دقت بیشتری انجام داد.

    به گزارش روابط عمومی سازمان زیباسازی شهرداری قم، مبلمان شهری و عناصر مکمل فضای شهری، با هدف تسهیل ایمن سازی، زیبا سازی، هدایت و کنترل جریان حرکت، سکون، تفریح، اضطراب، کار و زندگی ایجاد می شود که ما در بخش های مختلف فعالیت خود در سطح شهر نیازمند این عناصر هستیم. به واسطه این عناصر است که فعالیت های مختلف را می توان راحت تر و با ایمنی و دقت بیشتری انجام داد.
    *الگو سازی برای مبلمان شهری به طور خاص
    مبلمان شهری بازتاب موادی همچون: شکل، فرم، بافت، رنگ، عملکرد، مواد، رفتار و نحوه تعادل است در:
    • اقلیم و خرده اقلیم
    • فرهنگ
    • گوناگونی
    • انعطاف پذیری
    • مردم واری(یو سی دی)
    • پیش زمینه و پس زمینه
    • حس وابستگی(رنگ تعلق)
    • خلاقیت
    • خوانایی

    اقلیم و خرده اقلیم
    منظور ما در این بحث تاثیر اقلیم و خرده اقلیم ها در طراحی عناصر مبلمان شهری است.برای مثال، در کشوری مانند انگلستان که ممکن است در زمان های زیادی هوا آفتابی نباشد، یا به علت بارندگی و مه نتوان تابلوها را دید، در نقاطی پر اهمیت روی تابلوها چراغی نصب می شود که شبها به طور خودکار روشن می شود و تابلو مورد نظر را روشن می کند.این کار ایمنی محیط را بالا می برد و در عین حال نمودی از بازتاب اقلیم در مبلمان شهری است.
    نمونه دیگر در طراحی اقلیمی مبلمان شهری را می توان در شهرهای ساحلی دید.جایی که نشیمنگاه یک نیمکت، حرکت سیال و نرم موج دریا را در فرم خود نشان داده است.همین طور موادی که در ساخت آن استفاده شده است یعنی چوب، ماده ای پر مصرف در اقلیم مرطوب به شمار می رود.
    نمونه دیگر نرده ها یا حصارهای ساده ای هستند که در مناطق روستایی دیده می شوند.در این گونه مناطق مصالح بومی بیشتری استفاده می شود.بنابراین در مناطق مرطوب، نرده های چوبی با استفاده از مصالح بومی همان منطقه مورد استفاده قرار می گیرند.
    مبلمان های مخصوص پارک را هم می توان با این زمینه اقلیمی انتخاب کرد.مثلا در یک شهر ساحلی مبلمان پارک در زمین بازی کودکان از اجزای ساختمان یک کشتی الهام گرفته شده تا بچه ها بتوانند ضمن تفریح، مفاهیم پایه ای در زمینه دریا و دریانوردی را نیز فرا بگیرند.
    نمونه دیگر یک پیاده راه است که با استفاده از مصالح بومی طراحی شده است.در بخشی از ساحل شهر سانفرانسیسکو با استفاده از صخره ها و تخته سنگ ها این پیاده راه تعریف و بر هویت اقلیمی آنجا تاکید شده است.
    فرهنگ
    در بحث مبلمان شهری، فرهنگ یک موضوع بسیار گسترده است.در خیلی از کشور های اروپایی پارک کردن خودرو و پرداخت مبلغ پارکینگ در دستگاه های مربوطه بخشی از فرهنگ روزمره شده است.طبیعی است که نحوه تعامل فرد با این دستگاه ها و جانمایی آن و دیگر مسائل می توانند بازتاب دهنده فرهنگ آن شهر در مبلمان شهری باشد.
    نمونه دیگر را می توان در قالب یک سناریوی واقعی بازگو کرد.در یک کشور غربی، سانحه ای در جاده اتفاق می افتد، ماشین ها به آرامی پشت هم حرکت می کنند و تابلویی نصب می شود که روی آن نوشته شده تصادف.این تابلو هم راننده ها را به صبر دعوت می کند و هم اطلاع رسانی می کند، تا مشکل رفع شود.صحنه حادثه با مخروطی ها جدا می شود و در نهایت کل این صحنه توسط مبلمان متحرک ترافیکی و خودروهای پلیس مدیریت و هدایت می شود.عناصری که در این مثال از آن ها به عنوان عناصر فیزیکی نام برده شد، تابلو ها و مخروط ها همه در خدمت بخشی از این فرهنگ خاص ترافیکی هستند که در جاده ها با آن مواجه هستیم.
    گوناگونی
    گوناگونی یکی دیگر از حوزه های طراحی مبلمان شهری می باشد.وقتی که بدنه ساختمان ها و بدنه شهر را از اضافات عاری کنیم و یک بستر خنثی و فاقد جهت داشته باشیم، تازه آن زمان می توانیم با استفاده از تزئینات فصلی، مناسبتی و غیره، رنگ، زیبایی و دیگر عناصر مورد نظر را به فضای شهر منتقل کنیم.
    انعطاف پذیری
    بهترین نمونه ای که می توان در موضوع مثال زد، پروژه تعدادی از دانشجویان ژاپنی است که در طراحی نیمکت های شهری دیده می شود.این نیمکت نشان می دهد که چطور یک عنصر مبلمان شهری می تواند انعطاف پذیر باشد.معمولا نیمکت ها در زمان بارندگی تا مدتی خیس هستند و نمی توان از آنها استفاده کرد.این دانشجویان با استفاده از اهرم هایی که در سطح جانبی نشیمن نیمکت تعبیه کرده اند توانستند سطح زیرین نیمکت را به بالا منتقل کنند و از آن استفاده تازه نمایند.گفتنی است هر کدام از این نمونه ها می توانند بازتاب فرهنگ یا تعاملات دیگر هم باشند.

    طراحی مردم محور
    طراحی مردم محور یعنی دیده شدن افراد و توجه به آنها در محیط شهری، همراه با ایجاد بستری کارآمد برای بازی، فعالیت، تفریح، کار و زندگی آن ها.
    طراحی مردم محور را می توان در عرصه های مختلف دید، مثلا در عرصه بهداشت با طراحی دستگاه های دست خشک کن که توسط یک مهندس طراح بریتانیایی انجام شده است.در طراحی جدید به جای این که دستها را زیر دستگاهی مانند سشوار بگیرند، هوای فشرده به شکل تیغه ای بیرون می آید و سرعت خشک کردن را بسیار بالا می برد.در کشور ما این دستگاه ها از نظر کیفیت، تعداد و بازدهی در سطح پایینی قرار دارند و اکثر آن ها در مکان های عمومی به درستی کار نمی کنند، ولی در کشور های غربی آنها مورد توجه زیادی قرار دارند و آخرین تکنولوژی های روز در آنها به کار رفته است.بخصوص نمونه هایی که برای معلولین و کودکان در فضاهای عمومی وجود دارند جالب توجه هستند.
    نمونه دیگری از طراحی مردم محور در فضای عمومی را باید در تابلو های راهنمای مختلف دید. جایی که تابلوها با رنگ های متنوع و کد گذاری مناسب، مطلب یا پیامی را نمایش می دهند. اگر دوباره به تعریف مبلمان شهری بازگردیم، در می یابیم که مهم ترین هدف مبلمان شهری، ایمنی سازی و تسهیل رابطه مردم با شهر است.هر یک از رنگ های استفاده شده در این تابلوها ممکن است در فرهنگ های مختلف بیانگر پیامهای متفاوت باشد و افراد را در لحظات بحرانی و در مواقع نیاز هدایت کند.
    نمونه دیگری از طراحی مردم محور، تابلو های ایستگاه اتوبوس است که اعلام کننده حرکت اتوبوس ها و زمان رسیدن آنها به ایستگاه است.در کشور انگلستان به ندرت دیده می شود که اختلاف زمانی ثبت شده با حرکت اتوبوس ها بیش از 30 ثانیه باشد.رسیدن به چنین دقتی در زمان، برنامه ریزی پیچیده ای را می طلبد.
    پیش زمینه و پس زمینه
    در بخشی از ایالت کالیفرنیا که محل تردد اتوبوس های عمومی است، المان هایی در سطح شهر وجود دارد که به سختی می شود آن ها را دید، این المان ها سرپناه ایستگاه های اتوبوس هستند که به نحوی در محیط حل شده اند و هیچ عنصر مزاحمی در آن ها دیده نمی شود.کل رنگ بدنه، فرم ها و غیره به شدت در هماهنگی با محیط اطراف هستند و به راحتی در پس زمینه حل شده اند.شاید تنها چیزی که موجب می شود، سرپناه ایستگاه را تشخیص دهیم، جدول زمان بندی حرکت اتوبوس هاست که در آنجا نصب شده است.
    در اکثر موارد لازم است که در طراحی مبلمان شهری، چنین عناصری در محیط حل شوند.از این موضوع تحت عنوان ادب طراحی نیز یاد شده است.طراحان صنعتی و کسانی که در این حوزه تصمیم گیری می کنند، باید دقت کنند که نشانه های شهری کمترین دخل و تصرف را در فضاهای شهری داشته باشند اگر این مهم در طراحی رعایت شود می توان فرآیند هیجان و توجه (کنترل پس زمینه و پیش زمینه) را در محیط کنترل کرد.
    حس وابستگی(رنگ تعلق)
    اگر بتوان شهروندان را از حالت انفعال درآورد و آن ها را به فعالیت واداشت، آنگاه نوعی زیبایی شهری در حوزه ای خاص ایجاد می شود.در این صورت می توان شاهد نمونه های جالبی از تعامل شهروندی بود.درمباحث طراحی شهری نیز روی این موضوع تأکید ویژه ای شده است.
    زمانی که شهروند بتواند تا حدی در محیط دخل و تصرف کند احساس وابستگی و تعلق بیشتری به محیط پیدا می کند.بسیاری از مواردی که در حال حاضر از بالا به شهروندان دیکته می شود، احتمالا در آن صورت به طور خود جوش در بین شهروندان اتفاق خواهد افتاد.نمونه ای از این مفهوم گل کاری و تزئینات جلوی در منازل است که به وسیله خود مردم انجام می گیرد.
    نکته ای که در این بحث وجود دارد، تعاریف جدیدی است که از شهر سالم و محیط سالم شهری ارائه شده و در آن بر نقش و حضور فعال افراد در شهر تأکید می شود.برای مثال در بسیاری از کشور های اروپایی، گروه های کوچک موسیقی در گوشه و کنار تشکیل می شوند و در سطح شهر به اجرای برنامه می پردازند.در مواردی به خصوص افراد مسن یا داری معلولیت نیز به این گروه ها می پیوندند و رنگ تعلق بیشتری به محیط زندگی خود می بخشند.
    نمونه چنین رفتاری در کشور ما در ایام سوگواری امام حسین(ع) دیده می شود، بطوریکه دست کم برای ده روز مدیریت زیبا سازی شهری به دست مردم می افتد.در این حالت، زیبا سازی مخصوص دهه محرم توسط خود مردم شکل می گیرد.
    خلاقیت
    شهر فرصتی است برای عرضه خلاقیت، خواه از سوی مردم خواه از سوی سازمان های مسئول.برای مثال طراحی و ساخت یک هواکش شهری در مرکز لندن، تبدیل به یک اثر هنری شده است.این نکته خیلی جالبی است که می تواند مورد توجه طراحان و مهندسان قرار گیرد و هم بازتاب خلاقیت هنری در شهر و هم منعکس کننده تفکر مدیران باشد.
    خوانایی شهری(سمانتیک شهری)
    در کنار موضوعاتی که راجع به الگو ها و استاندارد ها گفته شد، تمایلی نیز در جهت خوانایی شهری وجود دارد.بخشی از این خوانایی مربوط به مبلمان شهری است.خوانایی در این حیطه یعنی درک ساده و سریع کاربرد و زیبایی یک محصول شهری.هر گاه پیام محصول شهری به دلیل بی توجهی به محیط اطراف یا طراحی و نصب ناصحیح دچار مشکل شود، خوانایی جای خود را به ناخوانایی می دهد.معنا رسانی در انتقال اطلاعات می تواند حوزه های متفاوتی را مخاطب قرار دهد.
    چالز جنکز در کتاب«نشانه ها، نماد ها و معماری»می نویسد:«معنا در محیط غیر قابل اجتناب است حتی برای کسانی که آن را انکار یا محکوم می کنند.هر چیزی را که بتوان دید یا راجع به آن اندیشید معنایی در بردارد.»
    پرسش:چه مقدار از این معنا می تواند مدیریت شود؟
    آیا ما می دانیم دخل و تصرفی که در محیط می کنیم چه معانی ای را به دنبال دارد؟
    آیا می دانیم که گذاشتن تبلیغات در کنار یک تابلوی راهنمایی رانندگی چه معانی را می تواند داشته باشد؟

    مفاهیم کلی معنا شناسی(سمانتیک)
    (Semiotics) نشانه شناسی
    زمینه ای از دانش زبانشناسی است که در آن به مطالعه نشانه ها می پردازد، در اصطلاح: مطالعات نشانه شناسی «Signstudy» نزد طراحان دارای اهمیت فراوانی است چون این اجازه را به آنها می دهد که رابطه میان نشانه ها و آنچه به آن اشاره می کنند را بفهمند. برای آن که دقیق تر بدانیم که نشنانه شناسی چه چیز هایی را در بر می گیرد، باید گفت ما در دنیایی زندگی می کنیم که اطرافمان پر از نشانه ها، علائم و سیگنال ها شده است، هر کدام با یک کاربرد و هر کدام با یک تعریف.
    از نشانه های طبیعی گرفته تا علائم پزشکی، مثلا سرفه کردن برای یک پزشک یک نشانه است و می تواند معانی زیادی داشته باشد و همانطور که ما با دیدن علائم بیماری به متخصص مراجعه می کنیم، شهر هم می تواند در یک کالبد زنده و نشانه ای تعریف شود که باید توسط افراد متخصص مداوا و درمان شود و پیشگیری هایی که لازم است برای آن صورت پذیرد.
    فردینان دو سوسور (saussure): یکی از کسانی است که بحث نشانه شناسی با او عجین است. او یک زبان شناس سوئیسی بود که معتقد بود که نشانه ها دو بخش دارند:
    - مدلول یا دلالت شونده (singinfied)
    - دال یا دلالت کننده (signifier)
    برای اینکه ببینید اطراف ما چقدر از این دالها وجود دارد توجه کنید که هر چیزی به شکل حروف، جمله، شیء و امثال این ها است می تواند دال باشد و مفهومی را منتقل کند. نکته مهم این که هر یک از این موارد می تواند در افراد متفاوت معانی مختلف داشته باشد یعنی ما باید بدانیم که دال های مختلف معانی مختلف ایجاد می کنند و این معانی به شدت وابسته است به زمینه های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و مذهبی افراد. همان طور که نشانه ای که در مراسم سوگواری از آن استفاده می شود و برای ما ایرانی ها و به خصوص شیعیان معانی کاملا مشخصی دارد، ممکن است برای یک فرد غربی فقط یک شیء صنایع دستی یا یک کار زیبا ارزیابی می شود. در شهر نیز هر چیزی که در اطراف ما وجود دارد می تواند معانی متعددی به دنبال داشته باشد. مثلا تعدادی پروفیل ساده در سطح شهر می تواند با یک برش تبدیل شود به یک دالّ بسیار قوی، ما به جای اینکه به روش های سنتی و رایج بخواهیم یادبود کشته شدگان یک جنگ را پاس بداریم، می توانیم از روش های هنرمندانه تر استفاده کنیم و همان معنا را دوباره در ذهن مردم متجلی کنیم.
    شاخه های نشانه شناسی(سمیوتیک)
    سمانتیک: مطالعه رابطه میان نشانه ها و آن چیزی که بدان اشاره می کنند.
    سینتکتیز: مطالعه رابطه میان نشانه ها و ساختار آن هاست.
    پر گتیکز: رابطه میان نشانه ها و تاثیرشان بر آن هایی که از آنها استفاده می کنند.
    در سمانتیک چهار عملکرد وجود دارد:
    توصیف کردن : اگر بخواهیم مثالی در مورد زبان بزنیم وقتی می گویید:«هوا طوفانی است» چیزی را توصیف می کنید که کاربرد معنا شناختی سمانتیکی آن می شود توصیف کردن.
    بیان کردن : غیر از توصیف، یک حالت را هم به آن اضافه می کنیم، مثلا می گوییم: «به خاطر باران یا طوفانی که در راه است، من می ترسم».
    اشاره کردن : نشانه ها می توانند به غیر از مواردی که قبلا گفته شد سیگنال هم بدهند ، مثلا:«بیرون بارانی است بیا داخل»، در اینجا یک رفتار را هم هدایت می کنیم.
    شناسایی کردن : اینجا غیر از موارد قبلی یک ویژگی دیگر هم در آن است، مثلا کسی پشت در ایستاده و می گوید«در را باز کن» او در واقع از عنصر شناسایی استفاده می کند.

    سمانتیک شهری در حوزه طراحی :
    Describe: این موضوع را توصیف می کند که این محصول چه روش ها و چه هدفی را منتقل می کند و اساس این محصول چیست؟ برای مثال یک قوطی را در نظر بگیرید که تناسب و رنگ اتفاقی دارد و می تواند هر چیزی باشد و اگر سوال شود که آیا یک صندوق پست است یا یک قوطی باجه پست یا یک کبریت یا یک ساختمان پاسخ می تواند هم مثبت و هم منفی باشد پس این جعبه در حال حاضر هیچ چیزی را توصیف نمی کند. اما ما می خواهیم تبدیل شود به یک صندوق پستی که پشت درب خانه ها نصب می کنند ؛ لذا در مرحله اول تناسبات آن را نزدیک می کنیم به تناسبات آشنا، طول ، عرض و ارتفاع را تغییر می دهیم. مرحله دوم سقف آن را شیب دار می کنیم. در مرحله سوم یک شکاف یا یک شیار به بدنه آن اضافه می کنیم. این قوطی ساده در طی سه مرحله از یک شیء خنثی که هیچ تعریفی نداشت و هیچ چیز را توصیف نمی کرد تبدیل شد به فرمی که خود را معرفی و توصیف می کند و می گوید که چیست.
    نکته این است که وقتی به این نقطه از طراحی می رسیم دیگر دست ما در تزئینات باز می شود و می توان شکل ها و فرم های مختلف برای این محصول تعریف کرد.
    توصیف (Describle) یکی از موضوعات پایه است که مورد توجه قرار می گیرد و عنصر های مشخصی دارد که خود می گوید چیست و کسی آن را با عناصر دیگر شهری اشتباه نمی گیرد. مثلا در سطل های زباله قسمتی وجود دارد به نام درپوش برای جلوگیری از ورود باد و باران، یک مخزن دارد، دسته هایی که یا برای تخلیه است یا برای حمل کردن سطل و پایه های آن، نکته جالب به واسطه این که فرم چیستی خودش را توصیف می کند فرد دیگری هم که در کنار من ایستاده و آن شیء را می بیند، همان برداشت معنایی را دارد که من آن شیء که یک سطل زباله است دارم.
    Express: محصول خود را معرفی کرده است، آیا حالتی را هم بیان می کند؟
    مثال: اگر یک قوطی خنثی داشته باشیم (طول و عرض و ارتفاع یکسان) و هیچ هویت خاصی نباشد ( با چند تا مقطع دیده شود) ما با چند حرکت ساده می توانیم پیامی که این شیء می دهد را تغییر دهیم.
    Flexibility: این مفهوم با پخ زدن هایی در چهار طرف قوطی بوجود می آید.
    Lightness: با پخ شدن دو گوشه از شیء بوجود می آید، مثل اینکه یک چیزی پایه کوچکی دارد و با ظرفیت بیشتر در تناسب است.
    Compactness: با فشرده کردن گوشه ها ایجاد می شود.
    Trapeziam: یا ذوزنقه که مفهوم stability را به دنبال دارد.برای این که موضوع روشن شود یک مثال واضح این است: یک خودرو مسابقه (اسپرت) را در نظر بگیرید که لازم است به سطح زمین بچسبد و استحکام داشته باشد.به همین دلیل استفاده از لاستیک های پخ، فرم خودرو و گلگیر های برجسته این مفهوم را در ذهن ما ایجاد می کند و ما پی می بریم که این خودرو اسپرت است و خودرویی است با استحکام و سرعت. نمونه این در مبلمان شهری نشیمن نیمکت هایی است که طوری طراحی شده اند که بی شباهت به حالت نشستن نیستند، این مبلمان در انتها باریک می شوند و دارای پایه های بلند و پهن هستند و خللی در جریان حرکت افراد ایجاد نمی کنند گویی این مبلمان می خزند و در نهایت حالت دعوت کننده دارند و افراد را به نشستن دعوت می کنند و چیزی را که بیان می کنند.
    (Express) مفاهیمی است که ما انتظار داریم در عناصر شهری در یک نیمکت دیده شود.
    Signal: به این معنی است که این محصول چه رفتاری را به استفاده کننده پیشنهاد می کند. مثال:یک موبایل تاشو را تصور کنید، فرض کنید این گوشی حول یک دایره می چرخد و باز و بسته می شود بدون تردید هرکسی این گوشی را در دست بگیرد می خواهد آن را بچرخاند.دایره بزرگی که در این گوشی قرار گرفته است ناخودآگاه انسان را ترغیب می کند که آن را بچرخاند، نمونه این موضوع در عناصر مبلمان شهری، وسیله ای است که دانشجویان دانشگاه برایتون طراحی کرده اند تا در شهر نصب شود و مردم تبلیغات کوچکی که دریافت می کنند را داخل آن بیاندازندتا پانچ شود.در کنار این وسیله یک اهرم وجود دارد، این اهرم به خاطر فرم ورنگی که دارد مثل این است که تمایل دارد کشیده شود یعنی انسان ناخودآگاه می خواهد این اهرم را بکشد. قسمت دیگر این دستگاه مانند یک دهان بزرگ است و بخاطر فرم مقعری که دارد مفهومی را منتقل می کند که ما متوجه می شویم باید از این شکاف چیزهایی داخل آن انداخت، یک راهنمای ساده نیز در کنار این دستگاه قرار گرفته است که اگر درست کار نکرد با دنبال کردن مراحلی که در راهنما گفته شده می توان رابطه درستی با دستگاه برقرار کرد.
    Identify: به این معنی است که با دیدن یک مبلمان کدام نشانه تجاری،مارک یا برندی به ذهن ما منتقل می شود و انسان را به یاد چه چیزی می اندازد.در بحث شهر میتوان گفت که شهر یک برند است و ما می توانیم شهر خود را از طریق تجربه محیط های شهری مانند یک برند بدانیم. برای مثال:در ساحل شهر برایتون یک زمین بازی است که شاید شبیه خیلی از زمین های بازی دیگر باشد اما فرمی که این زمین بازی منعکس می کند فرم معروفی است که در این شهر وجود دارد و تحت تاثیر فرهنگ این شهر، این فرم ساخته شده است.عناصر تشکیل دهنده این زمین بازی کاملا در هماهنگی با هم هستند و اقتباس ساده ای از گنبد های قصر هستند که در مبلمان این زمین بازی از آن ها استفاده شده است لذا می توان گفت شهر می تواند ما را به یاد یک موضوع بیاندازد یعنی می تواند به ما کمک کند تشخیص دهیم این مبلمان مربوط به چه شهری است.
    جمع بندی اصول پایه در سمانتیک محصولات شهری:
    1.محصول باید بگوید چیست و چه کاربردی دارد.
    2.یک محصول باید چنان با مخاطبش رابطه برقرار کند که بگوید چگونه از آن استفاده کنند.
    3.محصول به گونه ای باید بعد از استفاده (صحیح) به استفاده کننده بازخورد دهد.

    منبع: سید رضا مرتضایی ، زیبا سازی و منظر شهری 2 ، مقالات و آراء نشست های تخصصی ، سازمان زیباسازی شهرداری تهران،1390

    اخبار مرتبط :